راهکارهای مواجهه با آزارگری های فضای مجازی زنان

آزارگری‌های فضای مجازی علیه زنان به پدیده‌ای ساختاری و فزاینده تبدیل شده است که برای مهار آن، به رویکردی تلفیقی و هماهنگ در چهار سطحِ توانمندسازی فردی، اصلاحات حقوقی، مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها و تغییرات فرهنگی نیاز است. راهکارهای منفرد و جزیره‌ای کارایی ندارند و تنها از طریق شبکه‌ای از کنش‌گریِ فرابخشی و با محوریتِ سواد دیجیتالِ انتقادی و بازدارندگیِ قانونی، می‌توان به کاهش این آسیب امیدوار بود.
12 ساعت و 58 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ایوب شهبازی
موارد بیشتر برای شما
راهکارهای مواجهه با آزارگری های فضای مجازی زنان

۱. عصر دیجیتال و دوگانگی فرصت‌ها و تهدیدها

جهان امروز، جهان هم‌زیستی با زیست‌بوم دوم انسانی یعنی فضای مجازی است. فضایی که دیگر نه یک ابزار صرف، بلکه بستری برای شکل‌گیری هویت، روابط، کسب‌وکار، آموزش و حتی کنش‌های سیاسی و مدنی محسوب می‌شود. با این حال، این زیست‌بوم نوظهور، مانند هر زیست‌بومی، دارای آسیب‌ها و آفت‌هایی است که اگر به‌درستی مدیریت نشوند، می‌توانند دستاوردهای آن را تحت‌الشعاع قرار دهند. یکی از جدی‌ترین و فراگیرترین این آسیب‌ها، پدیده آزارگری علیه زنان در فضای مجازی است؛ پدیده‌ای که دیگر نه یک استثنا یا حاشیه، بلکه به هنجاری مزاحم و خطرناک در بسیاری از جوامع آنلاین بدل شده است.

زنان در سراسر جهان، صرف‌نظر از سن، موقعیت جغرافیایی، تحصیلات یا پایگاه اجتماعی، به‌طور نامتناسبی هدف انواع خشونت‌های سایبری قرار می‌گیرند. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که از هر ده زن، دست‌کم شش نفر نوعی از آزار آنلاین را تجربه کرده‌اند. این آمار در برخی مناطق و برای برخی گروه‌ها، از جمله زنان فعال در سیاست، روزنامه‌نگاری و حقوق بشر، به مراتب بالاتر می‌رود. در ایران نیز پرونده‌های قضایی مرتبط با توهین، تهدید، انتشار تصاویر خصوصی و تعقیب سایبری، عمدتاً شاکیان زن دارند و این هشداری جدی درباره ابعاد گسترده این مسئله است.
آنچه این معضل را پیچیده‌تر می‌کند، ظهور فناوری‌های جدیدی مانند هوش مصنوعی مولد، تولیدکننده‌های تصاویر جعلی («دیپ‌فیک») و الگوریتم‌های پیشنهاددهنده محتوا است که نه‌تنها شیوه‌های آزار را متحول کرده‌اند، بلکه سرعت و دامنه انتشار آن را نیز به‌طرز بی‌سابقه‌ای افزایش داده‌اند. در چنین شرایطی، دیگر نمی‌توان با رویکردهای سنتی و تک‌بعدی، خواه قضایی، خواه فنی، خواه فرهنگی، به مواجهه با این پدیده پرداخت. ضرورت امروز، طراحی و پیاده‌سازی راهکارهایی جامع، هوشمند، پویا و مبتنی بر همکاری فرابخشی است.


۲. تبارشناسی مسئله: چرا زنان هدف ویژه هستند؟

برای ارائه راهکارهای مؤثر، نخست باید به این پرسش بنیادین پاسخ داد که چرا فضای مجازی به عرصه‌ای برای بازتولید و حتی تشدید خشونت علیه زنان تبدیل شده است. پاسخ در ترکیبی از عوامل ساختاری، فرهنگی و فنی نهفته است:
بازتولید نابرابری‌های جنسیتی در فضای مجازی: فضای مجازی بازتابی از فضای واقعی است و نابرابری‌های ساختاری موجود در جامعه، در این فضا بازتولید می‌شوند. فرهنگ مردسالارانه که در آن بدن، صدای و حضور زنان موضوعی برای داوری، کنترل و تعرض است، به‌سادگی به فضای دیجیتال راه یافته و در آنجا به دلیل گمنامی و نبود نظارت مستقیم، ابعاد گسترده‌تری می‌یابد.

ویژگی‌های فنیِ تسهیل‌کننده آزار: گمنامی، ناشناس‌ماندن، امکان چندحسابی، سرعت بالای انتشار اطلاعات، دسترسی آسان به ابزارهای تولید محتوا و نبود مرزهای جغرافیایی، چهار ویژگی بارز فضای مجازی هستند که دست آزارگران را بسیار باز می‌گذارند. یک فرد در یک نقطه از جهان می‌تواند بدون هیچ هزینه و مانع جدی، زنی را در نقطه‌ای دیگر تعقیب، تهدید یا تحقیر کند.

قانون‌گریزیِ ناشی از خلأهای حقوقی: بسیاری از کشورها، از جمله ایران، هنوز قوانین خود را با سرعت تحولات دیجیتال هماهنگ نکرده‌اند. برای جرائمی مانند «دیپ‌فیک جنسی»، «ارسال انبوه پیام‌های مزاحم» یا «داکسینگ» (افشای اطلاعات شخصی با هدف آزار)، تعاریف حقوقی دقیقی وجود ندارد یا اگر وجود دارد، متکی به قوانین سنتی است که پاسخگوی پیچیدگی‌های جدید نیستند. این خلأ، آزارگران را جسورتر می‌کند و قربانیان را در فرایند طولانی و طاقت‌فرسای پیگیری قضایی، ناامید می‌سازد.

هم‌چنین، اقتصاد داده و توجه (Attention Economy): بسیاری از پلتفرم‌های بزرگ، سود خود را بر پایه جلب حداکثری توجه کاربران می‌سازند. محتوای جنجالی، تحریک‌آمیز و آزاردهنده، به‌دلیل واکنش‌های هیجانی که برمی‌انگیزد، معمولاً بازدید و تعامل بیشتری دریافت می‌کند. الگوریتم‌های این پلتفرم‌ها، گاه ناآگاهانه، محتوای زن‌ستیزانه و آزاردهنده را تقویت می‌کنند، زیرا این محتوا برای آنها «جذاب‌تر» و «سودآورتر» است.


۳. پیامدهای فراتر از یک مزاحمت ساده

آزارگری سایبری، برخلاف تصور رایج که آن را یک «مزاحمت اینترنتی» جزئی می‌داند، پیامدهای عمیق و چندلایه‌ای بر زندگی زنان دارد:
آسیب‌های روانشناختی: اضطراب مزمن، حملات پانیک، اختلال خواب، افسردگی، کاهش عزت‌نفس و در موارد حاد، افکار خودکشی، از شایع‌ترین عوارض روانی هستند.
آسیب‌های اجتماعی و حرفه‌ای: بسیاری از زنان برای فرار از آزار، فعالیت‌های اجتماعی، حضور در فضای عمومی و حتی اشتغال خود را محدود می‌کنند. روزنامه‌نگاران زن و فعالان مدنی به‌دفعات از ترس آزار سایبری از طرح موضوعات مهم منصرف شده‌اند که این به معنای حذف صدای زنان از گفتمان عمومی است.
آسیب‌های اقتصادی: از دست دادن شغل به‌دلیل انتشار تصاویر یا اطلاعات خصوصی، کاهش فرصت‌های شغلی، و هزینه‌های درمانی و حقوقی، ابعاد اقتصادی این پدیده را تشکیل می‌دهند.
خودسانسوری و عقب‌نشینی از مشارکت دیجیتال: شاید مهم‌ترین پیامد، «شکاف دیجیتال جنسیتیِ ثانویه» باشد؛ یعنی زنانی که به‌دلیل تجربه آزار یا ترس از آن، به‌تدریج حضور خود در فضای مجازی را محدود می‌کنند و از فرصت‌های آموزشی، شغلی و ارتباطی آن محروم می‌شوند. این خود، بازتولیدکننده نابرابری در سطحی بالاتر است.


۴. راهبردهای مواجهه: الگویی چهارسطحی

با توجه به پیچیدگی عوامل زمینه‌ساز و پیامدهای گسترده، راهکارهای مقابله نیز باید در چهار سطح مجزا اما به‌هم‌پیوسته طراحی و اجرا شوند:

۴-۱. سطح نخست: توانمندسازی فردی و روانشناختی (محوریتِ قربانی)
این سطح، بنیادی‌ترین لایه است و بر افزایش ظرفیت زنان برای شناسایی، مدیریت و تاب‌آوری در برابر آزار متمرکز است.

الف) سواد سایبریِ انتقادی و نه فقط کاربردی: صرفِ آموزشِ نحوه استفاده از ابزارها کافی نیست. زنان باید «سواد سایبری انتقادی» را بیاموزند؛ یعنی توانایی تحلیل محتوا، تشخیص اخبار جعلی، شناخت الگوهای فریب و کلاه‌برداری، و درک چگونگی کارکرد الگوریتم‌ها و اقتصاد توجه. این سطح از سواد، به زنان قدرت می‌دهد تا در مقام کاربرانی فعال و آگاه، نه مصرف‌کنندگان منفعل، در فضا رفتار کنند.

ب) مدیریت هویت دیجیتال: زنان باید بیاموزند که هویت دیجیتال خود را به‌عنوان یک دارایی مدیریت کنند. این شامل انتخاب دقیق اطلاعاتی که به اشتراک می‌گذارند، استفاده از تنظیمات پیشرفته حریم خصوصی، و بازبینی دوره‌ای ردپای دیجیتال خود است. پرهیز از به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات موقعیت‌یاب، تصاویر خانوادگی و داده‌های حساس در شبکه‌های عمومی، یک اصل مهم است.

ج) آمادگی برای مواجهه و واکنش: بسیاری از زنان در اولین مواجهه با آزار، دچار شوک و فلج تصمیم‌گیری می‌شوند. آموزشِ گام‌های مشخصِ «در لحظه» (مانند واکنش ندادن، اسکرین‌شات گرفتن، بلاک کردن و گزارش به پلتفرم) می‌تواند این شوک را مدیریت کند. همچنین، آگاهی از اینکه کجا و چگونه می‌توانند از حمایت روانشناختی و حقوقی برخوردار شوند، بسیار حیاتی است.

د) دسترسی به شبکه‌های حمایتی: ایجاد و تقویت شبکه‌های همیار از سوی خود زنان - چه به‌صورت گروه‌های آنلاین و چه نهادهای مدنی - می‌تواند هم به‌عنوان سپر روانی عمل کند و هم به‌عنوان مسیری برای تبادل تجربه و دسترسی به مشاوران متخصص.

۴-۲. سطح دوم: اصلاحات حقوقی و نهادی (محوریتِ بازدارندگی و عدالت)
قوانین و نهادهای مجری آن، نقش «خط قرمز» را برای آزارگران ایفا می‌کنند. نبود بازدارندگی، یکی از اصلی‌ترین دلایل گستاخی آزارگران است.

الف) به‌روزرسانی و جنسیتی‌سازی قوانین: در ایران، هرچند قانون جرائم رایانه‌ای مصوب ۱۳۸۸ و موادی از قانون مجازات اسلامی جرائمی مانند تهدید و توهین را پوشش می‌دهند، اما به‌روز نیستند و به‌ویژه برای جرائم نوظهور مانند دیپ‌فیک، انتشار ویدئوهای دستکاری‌شده با هوش مصنوعی، و تعقیب سایبریِ سیستماتیک، تعریف روشنی ندارند. نیاز به قانونی جامع با عنوان «حمایت از قربانیان خشونت‌های سایبری مبتنی بر جنسیت» که هم جرم‌انگاری دقیق و هم فرایند سریع و کم‌هزینه پیگرد را تضمین کند، حیاتی است. در این قانون باید اصل «رضایت» (Consent) به‌عنوان یک حق بنیادین برای انتشار هرگونه محتوای خصوصی تصریح شود.

ب) ایجاد پلیس و دادگاه تخصصی سایبری با رویکرد بازمانده‌محور: نیروی انتظامی و دستگاه قضایی کشور باید واحدهایی کاملاً تخصصی با کارکنانی آموزش‌دیده در زمینه روانشناسی قربانیان، فنون جرائم سایبری و اخلاق رسانه‌ای ایجاد کنند. فرایند گزارش‌دهی باید ساده، سریع، بدون نیاز به مراجعه حضوریِ مکرر و با تضمین کاملِ محرمانه‌بودن باشد. «بازمانده‌محوری» یعنی در تمام مراحل دادرسی، منافع، امنیت و کرامت قربانی در اولویت باشد، نه صرفاً اثبات جرم.

ج) هماهنگی فراقوه‌ای و فرامرزی: جرائم سایبری، مرزهای جغرافیایی را نمی‌شناسند. از این رو، همکاری میان قوای قضائیه کشورهای مختلف، تبادل اطلاعات و استفاده از معاهدات بین‌المللیِ موجود، یک ضرورت است. ایران می‌تواند با پیوستن به کنوانسیون‌های مرتبط و یا امضای تفاهم‌نامه‌های دوجانبه با کشورهای همسایه، امکان پیگیری حقوقیِ مؤثرتر را فراهم آورد.

د) تسهیل فرایند ادله‌پذیری: بسیاری از قربانیان به دلیل دشواریِ جمع‌آوری ادله و یا نبود استانداردهای مشخص برای ادله دیجیتال، از پیگیری منصرف می‌شوند. تدوین دستورالعمل‌های شفاف برای ضابطین و قضات دربارۀ چگونگی اعتبارسنجیِ اسکرین‌شات‌ها، لاگ‌های سرور و سایر شواهد دیجیتال، گامی کلیدی است.

۴-۳. سطح سوم: مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها (محوریتِ فناوری اخلاق‌مدار)
پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان میدان اصلی وقوع آزار، دارای مسئولیت اجتماعی و اخلاقی سنگینی هستند که تاکنون کمتر به آن عمل شده است.

الف) طراحی‌ فنیِ پیشگیرانه (Safety by Design): به‌جای واکنش پس از وقوع آزار، پلتفرم‌ها باید امنیت را در لایه‌های طراحی اولیه خود بگنجانند. این یعنی الگوریتم‌هایی که محتوای توهین‌آمیز را قبل از انتشار شناسایی و مسدود می‌کنند، سیستم‌های تأیید هویت قوی‌تر برای جلوگیری از چندحسابیِ آزارگران، و ابزارهای خودکار برای تشخیص دیپ‌فیک و محتوای دستکاری‌شده.

ب) مکانیسم‌های گزارش و پاسخگوییِ سریع و شفاف: پلتفرم‌ها موظف‌اند فرایندی شفاف، آسان و چندزبانه برای گزارش آزار طراحی کنند و گزارش‌ها را به‌سرعت (حداکثر ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت) بررسی و پاسخ دهند. قوانین نوینی مانند قانون خدمات دیجیتال (DSA) اتحادیه اروپا، این مسئولیت را برای پلتفرم‌های بزرگ، الزام‌آور کرده است. متأسفانه در بسیاری از پلتفرم‌های داخلی یا بین‌المللیِ مورد استفاده در ایران، این فرایندها هنوز مبهم، کند و ناکارآمد هستند.

ج) شفافیت الگوریتمی و پاسخ‌گویی در قبال محتوای ارتقاءیافته: پلتفرم‌ها باید گزارش دهند که الگوریتم‌هایشان چه نوع محتوایی را تقویت می‌کنند و آیا محتوای زن‌ستیزانه یا آزاردهنده، از طریق این الگوریتم‌ها دیده می‌شود یا خیر. این شفافیت می‌تواند به اصلاح چرخه معیوبِ اقتصاد توجه کمک کند.

د) همکاری با نهادهای مدنی و قانونی: پلتفرم‌ها باید دفاتری در کشورهای مختلف داشته باشند تا بتوانند با نهادهای قضایی و پلیس همکاری مؤثری داشته باشند و اطلاعات لازم را در چارچوب قانونی و با رعایت حریم خصوصی، در اختیار آنها قرار دهند.

۴-۴. سطح چهارم: تغییرات فرهنگی و هنجاری (محوریتِ تحول در گفتمان عمومی)
این سطح، دیربازده‌ترین اما عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین راهکار است؛ زیرا به ریشه‌های فکری و فرهنگیِ خشونت می‌پردازد.
الف) ورود به نهادهای آموزشی از کودکی: مدارس، دانشگاه‌ها و خانواده‌ها، نقشی کلیدی در شکل‌گیری نگرش‌ها دارند. آموزش سواد رسانه‌ای و جنسیتی از سنین پایین، نه فقط به دختران، بلکه به پسران، می‌تواند نسلی تربیت کند که خشونت آنلاین را نه به‌عنوان یک «شوخی» یا «رفتار مردانه»، بلکه به‌عنوان یک اقدام ناپسند و غیرانسانی بشناسد.

ب) مشارکت مردان و پسران به‌عنوان «متحدان» (Allies): تغییر هنجارهای مردسالارانه بدون مشارکت خود مردان ممکن نیست. کمپین‌هایی که از مردان می‌خواهند در برابر زن‌ستیزی آنلاین سکوت نکنند و نقش تماشاگرِ فعال (Active Bystander) را ایفا کنند، نمونه‌های موفقی در سطح جهانی داشته‌اند. این کمپین‌ها به مردان می‌آموزند که چگونه در صورت مشاهده آزار آنلاین، به‌گون‌ه‌ای مداخله کنند که نه خودشان در معرض خطر قرار گیرند و نه وضعیت قربانی را بدتر کنند.

ج) گفتمان‌سازی و برجسته‌سازیِ مسئله در رسانه‌های جمعی: رسانه‌های جمعی و خبری، از جمله صدا و سیما، می‌توانند با ساخت برنامه‌های تخصصی، مصاحبه با قربانیان و کارشناسان، و پوشش خبریِ پرونده‌های مهم، این مسئله را از حاشیه به متن بیاورند و آن را عادی‌زدایی کنند. کمپین «نه یعنی نه؛ آنلاین هم نه» در جنوب شرق آسیا، نمونه‌ای از تأثیر این گفتمان‌سازی است.

د) حمایت از هنرمندان، نویسندگان و فعالان فرهنگی: ادبیات، سینما، تئاتر و هنرهای دیجیتال، ظرفیت بالایی برای روایت‌گریِ دردهای ناشی از آزار و نمایش پیامدهای آن دارند. حمایت از تولید آثار فرهنگی با محتوای آگاهی‌بخش، می‌تواند به‌آرامی اما پیوسته، نگرش جامعه را تغییر دهد. این آثار نه فقط باید پیامدها را نشان دهند، بلکه باید راهکارهای مقاومت و امید را نیز به تصویر بکشند تا قربانیان بالقوه، احساس تنهایی نکنند.


۵. در جستجوی یک الگوی عملیاتی: هم‌افزایی نه موازی‌کاری

مرور این چهار سطح، یک نکته اساسی را آشکار می‌کند: هر یک از این لایه‌ها به‌تنهایی ناقص است و موفقیتِ هرکدام، وابسته به پیشرفتِ دیگری است. برای مثال، اصلاح قوانین (سطح دوم) بدون فرهنگ‌سازیِ لازم (سطح چهارم) و توانمندسازی فردی (سطح اول) و مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها (سطح سوم)، به‌اجرای ناقص یا ناکارآمد تبدیل خواهد شد.
پس آنچه ضرورت دارد، ایجاد ساختاری است که این چهار سطح را به هم پیوند دهد؛ چیزی شبیه به یک «شورای ملی امنیت زنان در فضای مجازی» با عضویت نمایندگانی از دستگاه قضایی، نیروی انتظامی، وزارت ارتباطات، سازمان صدا و سیما، وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و تشکل‌های زنان. وظیفه این شورا، تدوین یک برنامه عملیاتیِ منسجم با زمان‌بندی مشخص، تعیین شاخص‌های ارزیابی و بودجه‌ریزی مناسب است. همچنین، این شورا باید به‌طور منظم گزارش پیشرفت خود را به اطلاع عموم برساند.
علاوه بر این، به‌کارگیری ظرفیت‌های بومی و مذهبی نیز در این مسیر مغتنم است. مفاهیمی مانند «حرمت»، «عدالت» و «امر به معروف و نهی از منکر» در فرهنگ اسلامی-ایرانی، اگر به‌درستی تفسیر و به‌کار گرفته شوند، می‌توانند به‌عنوان پشتوانه‌های ارزشیِ قوی برای مبارزه با آزار سایبری عمل کنند. اینکه جامعه خود را ملزم به دفاع از کرامت زنان در فضای مجازی بداند، یک سرمایه اجتماعیِ عظیم است که نباید نادیده گرفته شود.


۶. نتیجه‌گیری: آینده‌ای که باید ساخت

آزارگری فضای مجازی علیه زنان، یک «بحران» نیست؛ یک «مسئله مزمن» است که ریشه در نابرابری‌های عمیق ساختاری و فرهنگی دارد و با پیشرفت فناوری، پیچیده‌تر نیز می‌شود. راهکارهایی که در این مقاله ارائه شد، یک نسخه خطیِ جادویی نیستند که با اجرایشان یک‌شبه همه مشکلات حل شود. بلکه نقشه‌راهی هستند که نیازمند عزم ملی، همکاری بی‌وقفه نهادها و آگاهیِ روزافزون تک‌تک ما به‌عنوان کاربران است.
فضای مجازی، اگر با حکمرانیِ هوشمندانه، قانون‌گذاریِ عادلانه، فناوریِ اخلاق‌مدار و فرهنگیِ برابرخواهانه همراه شود، می‌تواند به بستری برای آزادی، شکوفایی و همبستگی زنان تبدیل شود. و زنانِ توانمند و مشارکت‌جو، خودْ موتور محرکه‌ای برای اصلاح این فضا خواهند بود. مبارزه با آزار سایبری، در نهایت، بخشی از مبارزه‌ای بزرگ‌تر برای تحقق جهانی است که در آن هیچ‌کس، صرفاً به‌دلیل جنسیت خود، از امنیت، کرامت و حقِ حضورِ برابر محروم نباشد. زمانِ اقدامِ هماهنگ و همه‌جانبه، هماکنون فرا رسیده است؛ چراکه هر روز تأخیر، به معنای افزایشِ قربانیان و عمیق‌ترشدنِ زخم‌های فردی و اجتماعی است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
افسر ترکیه‌ای: آیا منتظریم اسرائیل استانبول را بمباران کند؟
play_arrow
افسر ترکیه‌ای: آیا منتظریم اسرائیل استانبول را بمباران کند؟
هشدار افسر سابق نیروی دریایی آمریکا: ضربه به مرکز تدارکاتی بحرین، زنجیره پشتیبانی نیروها را فلج کرده است
play_arrow
هشدار افسر سابق نیروی دریایی آمریکا: ضربه به مرکز تدارکاتی بحرین، زنجیره پشتیبانی نیروها را فلج کرده است
تحلیلگر سیاسی:‏ ترامپ سرانجام در برابر ایران مجبور به تسلیم خواهد شد
play_arrow
تحلیلگر سیاسی:‏ ترامپ سرانجام در برابر ایران مجبور به تسلیم خواهد شد
هنر گفتگو؛ راهنمای کاربردی زوجین برای پیشگیری از طلاق عاطفی
هنر گفتگو؛ راهنمای کاربردی زوجین برای پیشگیری از طلاق عاطفی
بدون تعارف با نخبگان طلایی
play_arrow
بدون تعارف با نخبگان طلایی
لحظاتی از مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»
play_arrow
لحظاتی از مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
play_arrow
حمله مجدد رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
حمله هوایی اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه
play_arrow
حمله هوایی اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه
حمله دقیق پهپادی ارتش یمن به تجمعات و خودروهای زرهی مزدوران سعودی
play_arrow
حمله دقیق پهپادی ارتش یمن به تجمعات و خودروهای زرهی مزدوران سعودی
نوه شهید طهرانی مقدم از لحن سخنگوی قرارگاه خاتم رمزگشایی کرد
play_arrow
نوه شهید طهرانی مقدم از لحن سخنگوی قرارگاه خاتم رمزگشایی کرد
بازی تراکتور و پرسپولیس ۱۰۰ درصد بدون تماشاگر است
play_arrow
بازی تراکتور و پرسپولیس ۱۰۰ درصد بدون تماشاگر است
هدیه هیئت پارلمانی ایران به آستان مقدس علوی
play_arrow
هدیه هیئت پارلمانی ایران به آستان مقدس علوی
آیا برای وثیقه گذاشتن حتما باید سند ملک و زمین داشته باشید؟
play_arrow
آیا برای وثیقه گذاشتن حتما باید سند ملک و زمین داشته باشید؟
تعریف گواهی عدم افزار از زبان آقای قاضی
play_arrow
تعریف گواهی عدم افزار از زبان آقای قاضی
تصاویر ماهواره‌ای از بمباران باند پایگاه هوایی ابوظهور ادلب توسط اسرائیل
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از بمباران باند پایگاه هوایی ابوظهور ادلب توسط اسرائیل